فصلنامه پژوهش های اصولی

فصلنامه پژوهش های اصولی

نقد مبنای اصولی نظریه تعبد از دیدگاه کمال الحیدری

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 استاد سطوح عالی حوزه علمیه تبریز
2 دانشیار گروه فلسفه و کلام دانشگاه تبریز
چکیده
از آرا و نظرات دین­شناختی جدید که توسط کمال الحیدری مطرح شده است، «نظریه جواز تعبد به ادیان و مذاهب الهی و غیرالهی» است. او قطع اصولی را به‌عنوان مبنای نظریه خود مطرح کرده و معتقد است؛ انسان­های عادی به جهت عدم دسترسی به واقعیات هستی و قضایا، مکلّف به تحصیل آن نیستند، ازاین‌رو چاره­ای جز مواجهه احتمال‌آلود و ظنّی با اندیشه­ها و ادیان متکثر وجود ندارد. نوشتار حاضر به دنبال تحلیل و نقد مبنای این نظریه است. پرسش اصلی این است که مبنای اصولی نظریه تعبد چیست و چه نقدهایی بر آن وارد است؟ نگارنده، این نظریه را با روش تحلیلی - انتقادی و با مراجعه به آثار و اسناد مکتوب و غیرمکتوب ارزیابی کرده و مبنای نظریه مذکور را غیرقابل‌دفاع یافته است. یافته­های این پژوهش، چنین نشان می­دهد که اعتباری بودن حجیت قطع اصولی، محدود بودن حجیت آن و تأخّر رتبی حجیت قطع اصولی از جمله کاستی­ها و نواقصی است که مبنا بودن قطع اصولی نسبت به نظریه تعبد و کارایی آن در انتخاب دین را با اشکالات اساسی مواجه کرده است.
کلیدواژه‌ها