2
گروه معارف اسلامی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز، اهواز، ایران
چکیده
مسئله ترتّب یکی از مباحث بنیادی در باب تزاحم است که به امکان یا امتناع تعلّق دو امر مولوی به دو فعل متزاحم ـ با فرض اهم و مهم ـ باز میگردد. پرسش اصلی این پژوهش آن است که آیا میتوان با تکیه بر تقریرات گوناگون اصولیان، محذور طلب جمع ضدّین را در مقام ترتّب برطرف ساخت و بدینوسیله، امکان عقلی و اصولی ترتّب را اثبات کرد یا نه. روش تحقیق، توصیفی ـ تحلیلی ـ انتقادی و مبتنی بر بررسی تطبیقی مهمترین تقریرات امکان ترتّب، از جمله دیدگاههای محقق اصفهانی، محقق بروجردی، محقق نائینی، آقا ضیاء عراقی و آیتالله اعرافی، همراه با تحلیل انتقادی آنهاست. یافتههای پژوهش نشان میدهد که برخی تقریرات، مانند دو تقریر محقق اصفهانی (بر پایه اختلاف رتبه و طرد عدم) و نیز تقریر آقا ضیاء عراقی (واجب تام و ناقص)، به دلیل ناتوانی در حلّ مشکل معیت زمانیِ دو امر و ابهام در مبانی، از استحکام کافی برخوردار نیستند؛ در مقابل، تقریر محقق بروجردی با طرح ترتّب طولی و بهویژه تقریر محقق نائینی با تبیین وجوب مشروط مهم و حفظ طولیتِ فعلیت دو امر، تصویر معقولتری از امکان ترتّب ارائه میکنند. افزون بر این، با بهرهگیری از مبنای آخوند خراسانی در تفکیک «فعلیت تعلیقی و تنجیزی» در مقام جمع میان حکم واقعی و ظاهری، تقریری ابتکاری از امکان ترتّب پیشنهاد شده است که در آن، امر اهم بهعنوان حکم واقعیِ فعلیِ تنجیزی و امر مهم بهعنوان حکم واقعیِ فعلیِ تعلیقی تصویر میگردد. نتیجه آنکه، بر پایه این مبانی، میتوان امکان ترتّب را تثبیت نمود.