منطق فهم دین، به عنوان دستگاه روشگانی یا منطق اجتهاد جامع، افزون بر روش فهم دین (فرایندها، قواعد، ابزارها و ضوابط)، به مبادی و مبانی آن نیز میپردازد. مسأله اصلی این است که فهم دین بر چه مبانی نظری استوار است و دارای چه گستره و فرایندی است. پاسخ این مسأله در دو مکتب اصولی و اخباریگری متفاوت است و به تبع آن، میتوان بر پایه منظومه فکری هر یک از اندیشمندان اسلامی، بررسی نمود. مقاله حاضر میکوشد با روش توصیفی-تحلیلی، این مسأله را از منظر آیتالله شهید صدر و آیتالله محمدسعید حکیم مورد بررسی قرار دهد. از یافتههای این پژوهش با بررسی آرای شهید صدر و مرحوم حکیم، این است که هر دو، به لحاظ مکتب اجتهادی، از اصولیان برجستهاند و به لحاظ معرفتشناسی و روششناسی، دارای مبانی متقن در حوزه فهم دین میباشند و به لحاظ گستره منطق فهم دین در برخی نظیر فهم عقاید، فهم و استنباط احکام، فهم و تفسیر قرآن، فهم حدیث و کاربست عقل، ورود جدی داشته و به همراه طرح اصول و قواعد روشی، فرآیند فهم دین را نیز ترسیم کردهاند. فرآیند فهم دین از منظر دو اصولی، همان فرایند سنتی اجتهاد عقلگرا و با غلبه بر فقه الاحکام است.