1
استادیار گروه فقه و اصول دانشگاه علوم اسلامی رضوی. ایران . مشهد
2
دانش پژوه سطح چهار حوزه علمیه خراسان
چکیده
معرفتشناسی از علوم نوبنیانی است که توانایی مطرحشدن و تطبیق با گزارههای هر علمی را داراست و برای پاسخ به چگونگی تشکیل باور، صدق و توجیه به کار گرفته میشود. عنصر توجیه که مرادف مدلّلسازی و حجّتآوری برای هر گزاره علمی است، بهدنبال پاسخگوکردن صاحبان نظریات علمی و بیان علّتهای دستیابی به نظریههاست. دانش اصول فقه نیز به دلیل برخورداری از گزارههای متعدّد و متنوع علمی، باید ارزش معرفتی آنها را تبیین نموده و مبنای اصولیان در آن خصوص را توضیح دهد. در یک نگاه کلّی که بیشتر در میان دانشمندان غربی مطرح است، دو نوع رویکرد مبناگرایی و انسجامگرایی در توضیح عنصر توجیه مطرح شده که هر یک در صدد تحلیل چگونگی پیدایش و دستیابی به معرفت است. نگارنده به روش توصیفی - تحلیلی مبتنی بر منابع کتابخانهای به این نتیجه دست یافته است که رویکرد بیشتر دانشمندان اصولی برای ارزش معرفتی گزارههای اصولی، متمایل به نظریه مبناگرایی است، امّا میتوان گونههایی دیگر از مباحث معرفتشناسی همچون انسجامگرایی و درونگرایی را بر نظریات اصولیان تطبیق داد. بحثی که تاکنون با این نگاه مغفول واقع شده و می تواند نوآوری پژوهه حاضر نیز به شمار آید.