الفاظ مطلق یکی از کلیدی ترین واژگان در ادلهی قرآنی و روایی به شمار می رود. بررسی شمولیت الفاظ مطلق پس از اجرای مقدمات حکمت، از مباحث چالش برانگیز در اصول فقه محسوب می شود که تأثیر مستقیمی بر استنباط احکام شرعی دارد و منجر به برداشتهای متفاوتی از ادله شرعی گردیده است. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و با رویکرد کتابخانهای/ اسنادی به مقایسه نظاممند دیدگاههای دوگانه در این زمینه می پردازد. دادههای پژوهش از طریق بررسی متون اصیل اصولی و تحلیل آراء فقهاء امامیه جمعآوری شدهاند. روش تجزیه و تحلیل دادهها مبتنی بر استدلال عقلی، نقلی و عقلائی می باشد. نتایج و یافتههای تحقیق حاکی از آن است که سه قول اصلی در مسئله وجود دارد؛ قول به شمولیت الفاظ مطلق بعد از اجرای مقدمات حکمت (اثبات شمولیت)، قول به عدم شمول (اثبات تمام الموضوع بودن الفاظ مطلق) و قول به اثبات طبیعت مهمله با مقدمات حکمت. البته قول سوم در این پژوهش بررسی نمی شود و فقط به تبیین، نقد و بررسی و در نهایت اتخاذ قول مختار بسنده می شود. این پژوهش نشان می دهد که مسئله شمولیت الفاظ مطلق نیازمند نگاهی جامعنگر است و ادله طرفداران شمولیت و اثبات طبیعت مهمله، ناقص می باشد و مقدمات حکمت بر «تمام الوضوع بودن ذات طبیعت نسبت به حکم» دلالت دارد. شمولیت و بدلیتِ الفاظ مطلق تنها با ادله خارجی قابل اثبات است. این نتیجه در روششناسی استنباط احکام شرعی و در پژوهشهای آینده درباره مقدمات حکمت و دلالتشناسی الفاظ شرعی مورد بهره برداری قرار میگیرد.